hot page

خرید بک لینک
گاهی که کنار آوا نشسته ام و بهم تکیه داره _چون بچه چموشیه_از ترس اینکه از کنارم نره با اینکه دلم میخواد مثلن موهاشو نوازش کنم ،بی حرکت می مونم و به همین موندن آرومش راضی ام با اون یار هم همین گونه ام ...دلم نمیخواد بره .وقتی چهار تا رو رها کرده رفته لابد منم میتونه.اما از ترس رفتنش جرات اینکه دستم رو دراز کنم و بخوام برای خودم لمسش کنم رو ندارم گاهی از غم رگهای دست ام منجمد میشه،احوال روحی م جالب نیست دلم آرامش و سبکبالی میخواد و یا تنهای تنها باشم یا خیالم راحت راحت باشه . از معلقی متنفرم.و هنوز هم معلق ام مردشورش اینن وضع رو ببرن hot page...

ما را در سایت hot page دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:30

مصاحبه تموم شد .اگه حال داشتم بعدا میام تعریف میکنمبهم خبر دادن پسره قبول میشه.چون این زنونه مردونه فورمالیته س و اولویت با مرداس...انگاری ما سنگ میخوریم ! یا برگ میپوشیم یا توی غار زندگیمیکنیم یا میتونیم مث زنای قدیم که یه مررررررد کنارشون بود فقط مسوولیت خونه رو داشته باشیم... :/ یا مثلا نباید نتیجه اون همه زحمت درس خوندن مثخر رو بگیریم یا اونایی که یه عمر توی ناز و نعمت زندگیکردن باید و باید همیشه همونطور زندگی کنن اوف میشن طفلکای گور به گور شده مرغ پخته هم خنده ش میگیره البته من خنده ام نمیگیرهچون به یه یکی که هم نمره آزمون هم معدل هم نمره روانشناسیش ازت کمتر باشه و پدرش از اهالی ارگان خاص باشه و سهمیه فلان و فلان داره باختن ....؟! پسره الان هم شاغله و حتی توی اون شهر هم زندگی نمیکنه...چیبگه آدم؟هیچی.گذشت دیگه بابا.بخوابم یکم.حیف ۳۰۰تومن پول که حروم شد . hot page...

ما را در سایت hot page دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:30

صفحه بندی